|
« سوره هل أتی »
اگر ابرار تنها براى ذات پاك خدا كار مى كنند پس چرا مى گويند ما از عذاب
روز قيامت بيمناكيم ، آيا انگيزه الهى ، با انگيزه ترس از عذاب قيامت ، سازگار
است
؟!
اما با توجه به يك نكته پاسخ اين سؤ ال روشن مى شود، و آن اين كه آنها به هر
حال به خاطر خدا گام بر مى دارند، و اگر از عذاب قيامت مى ترسند به خاطر آن است
كه
عذاب الهى است ، و اگر به نعمتهاى بهشت علاقه دارند چون اين نعمتها از ناحيه او
است
، و اين همان چيزى است كه در باب
«نيت عبادت
«
در فقه مطرح است كه مى گويند: قصد قربت در عبادات منافات با
انگيزه علاقه به ثواب ، و ترس از عقاب ، و يا حتى كسب مواهب مادى اين دنيا از
سوى
خداوند (مانند نماز استسقا براى نزول باران ) ندارد، زيرا همه اينها بازگشت به
خداوند مى كند، و به اصطلاح از قبيل
«داعى بر داعى
«
است ، هر چند مرحله عالى عبادت اين است كه علاقه به نعمتهاى بهشت
و ترس از عذاب دوزخ نيز انگيزه آن نباشد بلكه يك پارچه به عنوان
«حبالله
«
انجام گيرد.
تعبير به
«انا نخاف من ربنا يوما عبوسا قمطريرا«
نيز
شاهد بر اين است كه اين خوف نيز خوف از پروردگار است
.
نكته قابل توجه اينكه
دومين وصف از اوصاف پنجگانه ، و پنجمين وصف هر دو مساءله خوف است ، با اين
تفاوت كه
در اولى تنها سخن از خوف روز قيامت است و در دومى خوف از پروردگار در روز قيامت
،
در يك مورد روز قيامت چنين توصيف شده كه شر آن گسترده است و در مورد ديگر عبوس
و
شديد است كه در واقع يكى گستردگى آن را مى رساند و ديگرى گستردگى كيفى را.
در
آخرين آيه مورد بحث به نتيجه اجمالى اعمال نيك و نيات پاكى كه
ابرار
دارند اشاره كرده ، مى فرمايد:
«به خاطر همينها خداوند آنها را از شر آن روز
نگهدارى مى كند، و در حالى كه با
طراوت و مسرور و شادمان هستند از آنها استقبال مى كند« (فوقاهم
الله شر ذلك اليوم و لقاهم نظرة و سرورا).
«نظرة «
به معنى طراوت و خرمى و شادابى خاصى
است كه بر اثر وفور نعمت و رفاه به انسان دست مى دهد، آرى رنگ
رخسار آنها در آن روز آرامش و نشاط درونى آنان خبر مى
دهد.
بنابراين اگر در دنيا به خاطر احساس مسؤ
وليت از آن روز بيمناك بودند، خداوند در عوض آنها را در آن روز
غرق شادمانى و سرور مى كند.
تعبير به
«لقاهم « از
تعبيرهاى بسيار جالبى است كه نشان مى دهد خداوند بزرگ از اين
ميهمانان گرانقدر با لطف خاصش استقبال مى كند، و آنها
را كه غرق شادى و سرورند در سايه رحمتش جاى مى دهد.
|